عکس و جزئیات مرگ کشتی‌گیر معروف | دعوای ۲ سازمان دولتی بر سر تقصیر در حادثه - پایگاه خبری دلنگاره

عکس و جزئیات مرگ کشتی‌گیر معروف | دعوای ۲ سازمان دولتی بر سر تقصیر در حادثه

به گزارش وبسایت دلنگاره و به نقل از همشهری دایی علیرضا حاتمی گفت: ما گزارش آتش‌نشانی را داریم که اعلام کرده در باشگاه هیچ مشکلی وجود نداشت و آنها لوله اصلی گاز را شکسته‌اند که در نتیجه گاز نشتی از طریق تهویه و فاضلاب وارد سالن شده و مرگ ۲ نفر را رقم زده است.
عکس و جزئیات مرگ کشتی‌گیر معروف | دعوای ۲ سازمان دولتی بر سر تقصیر در حادثه

به گزارش همشهری آنلاین، «علیرضا حاتمی کشتی‌گیر و مدال‌آور جهانی اهل آمل بر اثر انفجار گاز جانش را از دست داد.» اما پشت این ماجرای یک‌خطی جانفشانی و سهل‌انگاری ای بود که هرگز در مورد آن صحبت نشد.

او در حالی آسمانی شد که امکان خروج سریع از باشگاه را داشت، ولی در برابر مصدومیت شاگردانش بی‌تفاوت نماند. چند تن از آنها را نجات داد، اما خود و نوجوان دیگری، ابوالفضل کرم‌زاده، بر اثر سوختگی شدید جان باختند. پنج ماه از حادثه می‌گذرد و با شکایت خانواده‌ این ورزشکار، پرونده در دست رسیدگی است.

به گفته دایی این کشتی گیر، هنوز جلسه دادگاهی در این رابطه تشکیل نشده است. برخی مدعی بودند این حادثه مرگبار به‌دلیل ناایمن بودن تأسیسات گازرسانی باشگاه رخ داده اما براساس گزارش سازمان آتش‌نشانی این شهر هیچ نقصی در سیستم برق‌رسانی و تأسیسات گازرسانی باشگاه مانند انتشار گاز شهری از انشعاب متصل به بخاری و دیگر وسایل گازسوز در محیط باشگاه ورزشی وجود نداشت.

اواخر دی‌ماه وقوع انفجار در یک باشگاه ورزشی در آمل اهالی را سراسیمه به منطقه کشاند. براساس گزارش رسمی آتش‌نشانی، ۱۰ نفر مصدوم شده بودند اما در این میان یک نفر بود که با وجود جراحت شدید سعی می‌کرد به سایر مصدومان کمک کند. او کسی نبود جز علیرضا حاتمی ۳۳ ساله که مدال طلای جوانان آسیا و برنز جوانان جهان را در کارنامه خود داشت.

عکس و جزئیات مرگ کشتی‌گیر معروف | دعوای ۲ سازمان دولتی بر سر تقصیر در حادثه

دعوای ۲ سازمان دولتی بر سر تقصیر در حادثه

علی دهقان، دایی علیرضا، می‌گوید: «روز حادثه، ساعت ۴بعدازظهر حدود ۱۸ نفر از بچه‌ها در باشگاه مشغول تمرین با خواهرزاده‌ام بودند که متوجه انتشار بوی گاز شدند. آنها به تصور این‌که جایی در داخل باشگاه نشتی گاز دارد، شیرگاز را بستند اما همچنان بو استشمام می‌شد. وقتی در حال انتقال خواهرزاده‌ام به بیمارستان مشهد بودیم، او ماجرا را با حال نزار برایم تعریف کرد.

چون باشگاه زیرزمین و طبقه منفی بود، یکی از بچه‌ها رفت تا ببیند چه خبر است. بعد از این‌که بیرون آمد، متوجه شد برخی از عوامل یک سازمان دولتی مشغول کنده‌کاری هستند. آنها گفتند لوله‌گاز شکسته و در حال تعمیر آن هستیم و سپس روی محل خاک ریختند. پس از این‌که آن پسر به داخل باشگاه برگشت، ناگهان انفجار شدیدی رخ داد. خواهرزاده‌ام می‌گفت پس از انفجار، به شدت با دیوار برخورد کردم و آینه قدی شکست، بدنم نیز آتش گرفت.

علیرضا با این‌که می‌توانست از باشگاه برود و جان خودش را نجات دهد اما برگشت تا به شاگردانش کمک کند. ریه او در اثر استنشاق دود درگیر و پشت کمرش به شدت دچار سوختگی شد. مصدومان و خواهرزاده‌ام را به بیمارستان ساری بردیم که چند روز آنجا بودند اما چهار پنج نفر از آنها وضعیت وخیمی داشتند. چهار آمبولانس همراه با پرستار و پزشک بیهوشی گرفتیم و شبانه با هواپیما به بیمارستان مشهد انتقال دادیم. مدتی آنجا بودیم و پزشک معالج گفت متأسفانه وضعیت جسمی‌اش خوب نیست و خواهرزاده‌ام صبح روز جمعه ۱۰ بهمن ماه از دنیا رفت.

وقتی پدر علیرضا فوت شد، او را از بچگی بزرگ کردم و از شش سالگی هم به باشگاه خودم آمد. او را به سختی و با هزاران مشقت بزرگ کردم که بعد قهرمان آسیا و قهرمان سوم جهان شد اما نه بیمه ورزشی داشت و نه هیچ حقوق دیگری. برخی مسئولان آمدند و رفتند اما هیچ کاری نکردند. اصلا پول زیاد هم به ما بدهند، آیا خواهرزاده قهرمان من زنده می‌شود؟»

در حال حاضر میان دو سازمان در مورد این‌که کدام مقصر است، اختلاف وجود دارد و هرکدام تقصیر را گردن دیگری می‌اندازد. یک هیأت سه نفره از اداره گاز به محل اعزام و پس از بازدید، این موضوع را به آتش‌نشانی اعلام کرد.

ما گزارش آتش‌نشانی را داریم که اعلام کرده در باشگاه هیچ مشکلی وجود نداشت و گاز باعث انفجار و سپس احتراق سالن شده است. آنها لوله اصلی گاز را شکسته‌اند که در نتیجه گاز نشتی از طریق تهویه و فاضلاب وارد سالن شده و مرگ دو نفر را رقم زده است. من همه اینها را شنیده‌ام و مدرک دارم. ما در حال حاضر و از طریق وکیل شکایت کرده‌ایم و با گذشت پنج ماه از این حادثه پرونده در حال رسیدگی است.»

پسرم التماس می‌کرد که…

مردی که پسر ۱۲ ساله‌اش یکی از شاگردان حاتمی بود نیز می‌گوید: «روزی که حادثه اتفاق افتاد، پسرم تبلت، گوشی تلفن همراه، هدفون و حتی PS۵ خود را پس از تمیز کردن در کارتون خرید قرار داد و به من گفت همه اینها را بفروش و خرج مربی‌ام کن تا زنده بماند. همین حرف او باعث شد تا ۲۰ شبانه‌روز تمام تلاشم را بکنم.

پسرم حتی تلفنی با پزشک معالج آقای حاتمی صحبت و به او التماس کرد که هرکاری از دستش بر می‌آید برای نجات او انجام دهد. پسرم عاشق مربی‌اش بود و او تنها ۴۰ روز بود که با ایشان آشنا شده بود. با دکتر صحبت کردم و گفتم حاضرم پوستم را اهدا کنم که دکتر گفت حداقل باید دو ماه در بیمارستان بستری شوی که من این موضوع را هم قبول کردم اما متأسفانه زنده نماند. پزشکان می‌گفتند دلیل شدت جراحات آقای حاتمی، چندبار وارد شدنش به باشگاه برای نجات مصدومان بود.

پس از فوت او، پسرم روزها در مورد او صحبت می‌کند و شب‌ها هم خوابش را می‌بیند. آقای حاتمی مرد بسیار بخشنده‌ای بود. اگر کسی می‌خواست آموزش کشتی ببیند، از او هزینه‌ای دریافت نمی‌کرد و اگر هم کسی قصد بدنسازی داشت هزینه‌اش بسیار ناچیز بود.»

Read More